|
از آن فاصله هم ، می شد دید ش چقدر خواب بهانه های کوچه را شکسته بودند اینروزها بیشتر اوقات لب دلتنگی کاج می نشست گاهی زن همسایه را گاهی دستهایش را به باد میداد در آغوش آسمان میرقصید دورتر از نگاهش دلش آشوب بود هنوز نمی دانست دست را به لبه حواسش گرفت کمر راست کند پیر مرد داد می زد نور گره میخورد و می لنگید تا نگاهش نیمروز کوچه خالی بود............
چه سختگیرانه وقتی سو گوار کرت می بندم صدای نفس هایم را می تکانم دامن واژه ها را مدام وصله میخورم بودن را انگار پا می کشم در هوس های خام و بی مجال چشم اندازم هزاره هایی که زنجره های تحکم بر دوش دارند اینجا نه رسوا کسی ، نه خام خیالات نم کشیده
........................
عادت غریبه ایست مثل ترسی که.... عاریت شده یا
بچگی می کند دوباره دلم بحث لجبازی نگاهم نیست هیچ وقت کسی نپرسیده نبض تند سکوت من از چیست ؟ چارقد بسته ام گلوی خیال میل رفتن بهیچ سویش نیست مدعی گشته در هوای دلش پیشتر گفته بودمش هی ..... ایست !!! گوش بیمارلحظه ها هر شب بر سکوتم بگریه..!!.............کافی نیست؟؟؟ سینه هر دم فشرده تر از درد تن تبدار بغض من خالیست؟ پرتردیدم از بهانه تو شهرزاد قصه هایم نیست من که امروز بی هوای دلم کار فردای منکه داند چیست؟ همسرای حقیقت و رویا ..... همسفر با رهاییم پس کیست؟ کال بود سهم سیب امروزم سبد سیب فردایم.......... نیست؟
برای سعید آرزو سروده ام ... . داغت که بی پروا گم می شوم شاید تو باشی شمعی که روشن ............. اما ......خیالم لب کشیده من ماندم و اشک فوتش نکردی
برهنه پا ی در مسیری که بیم غم دارد سوار کالبد شب میل این ستم دارد وسوز خار ملامت درون پای خیال زدرد آه می کشد این بهانه بی حال هوای بی نفسی در غرورتن در گیر وروح در پی جان دویده بی تقدیر چه سینه خیز مسافت دل را دویده ام اما ز نوش بغض به بد مستی مرام بلا تو را همه شب خواب دیده ام به خدا نشد فرا برسد در نگاه تو فردا مرا تو بخوان نیش عقرب ار این است زجبر زمانه غم تو ار کین است قبول می کنم ای شاهد شفاعت عشق ز کوی تو دارم هماینک استطاعت عشق
تن نازک خوابم پرید ه از بستر فکر
حواس شب لباس کرشمه پوشید ه تلنگر لرزان بغض در حرمت درد حضور اشک رابه گونه بخشید ه وساطت پنهان عقل یا رویا ؟ و رد عجیب سکوت پر معنا !! مرا به شهر شب زدگان می کشاندم آیا ؟؟ کنار فاصله یک توقف بیمار والتهاب رسیدن مسیر بی تکرار هجوم خیالی که می رمد در دور میان مه آلودی هوای عبور منم رها شده از هراس ترس انگار و از تبار رسیدن به نور در انکار چه پایکوبی مستانه ای و ساحل صبح به پیشواز دلم آمدست پس کرانه صبح
کسی ، پشت حس قفس ، آسمان میریسید
و نبض تند همیشه ، به ذهن ، می بخشید کسی ، تحمل یک حوصله ، رسیدن را به تاروپود هوس ، ناشیانه می بافید تن دو دست ،می کشید ، به گونه های نیاز و داف داف ، روی بوم شبم ،انتظار می پاشید خیال واژه که فر صت ، کمی معطل داشت به شور یک تنفس خلوت ، به ناز می بالید هنوز بوم شکفتن ، سپیده دم کم داشت که سمت معنی یک واژه ، نور می رویید به سایه روشن یک دغدغه ، همیشه شدن تبسم محو طلوع می رقصید |
About![]()
Archivesهفته چهارم اردیبهشت 1388هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 Authorsآزاده نداییآزاده ندایی Links
کوچولو سلام/آزاده ندایی
اینتراما |